اقسام معجزه
پيامبران الهي، براي اثبات ادعاي خود معجزه مي آورند. ولي معجزه هاي انبياء همه به يک گونه نيستند. گاهي معجزه اي است با خواست مردم. و گاهي بدون آنکه مردم بخواهند، پيامبر معجزه اي مي آورد. گاه معجزه شفاي نا بينايي است و يک وقت کلامي است بي مانند و ... .
مي توان معجزه را از سه جهت مختلف تقسيم کرد:
اول: خواست مردم.
معجزه يا با خواست مردم است که به آن « معجزه اقتراحي » گويند.
و يا بدون خواست مردم است که آن را « معجزه غير اقتراحي » ناميده اند.
دوم: عقل و حس.
وقتي بتوان معجزه اي را با حس مانند ديدن درک کرد آن را « حسي » گويند مثل تبديل عصاي حضرت موسي به اژدها.
گاهي درک اعجازِ معجزه؛ پس از تعقل و تدبر در آن ميسر است و بدون آن امکان پذير نيست به اين قسم از اعجاز « معجزه
عقلي » گويند مانند قرآن کريم.
سوم: زمان.
اکثر معجزه ها، معجزه اي براي وقتي خاص و زماني معين اند و در يک آن معلوم به وقوع پيوسته اند و بعد از آن از بين رفته
اند. مانند يد بيضاء حضرت موسي (ع) که در لحظه اي خاص بود و ديگر نيست. به معجزه اي که مخصوص زمان و مکان
خاص است، معجزه ي موقت مي گويند اما مي توان معجزه اي را يافت که جاويدان باشد و تمام زمان ها و مکان ها را در
نورد و هنوز اعجاز آن ادامه داشته باشد مانند اعجاز قرآن کريم.
اين معجزه را « معجزه دائم » مي نامند و هميشه براي مردم حجت است.
معجزه اتفاق خارق العاده ای است که برای اثبات حق و همراه با تحدی (دعوت به چالش و مقابله) رخ میدهد. معجزات همه پیامبران با همین هدف به وقوع پیوسته است: پیامبران میگفتند مردم عادی از آوردن چنین معجزاتی عاجزند و این شاهدی بر درستی ادعای آنهاست که می گویند از جانب خدای جهانیان به سوی بندگان او مبعوث شده و برای آنان پیغامی آوردهاند.
حقیقت معجزه تنها این نیست که از علل و اسباب مادی غیر عادی سرچشمه میگیرد بلکه این است که در میان سایر امور خارق العاده، وابسته به قدرت بیکران الهی است و در عصر هر پیامبری، متناسب با شرایط زمانی حاکم همان دوره رخ میدهد. مانند تناسب معجزه عصای موسی با رواج بازار سحر و جادو در آن عصر، و معجزه شفای کور و بیماریهای مختلف و زندهکردن مردگان توسط حضرت عیسی علیه السلام با رواج بازار طبابت در آن عصر، و معجزه جاودان قرآن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با رواج شعر و شاعری و پویایی ادبی در عصر نزول قرآن.
منابع:
کتاب بررسی های اسلامی، علامه طباطبائی، ص 273 تا 285.
اقتضای حکمت الهی در معجزه
با توجه به این مقدمه حکمت الهی اقتضا میکند که خداوند هر پیغمبری را معجزهی عطا کند که مشابه صنعت و فن رایج زمان و مکان پیامبر باشد تا بتوانند حقیقت معجزه و تفاوت آن را با علم و فن زمان خود تشخیص دهند روی این قانون کلی است که میبینیم خداوند به حضرت موسی ید بیضا و عصا داد زیرا در زمان حضرت موسی سحر و جادوگری معمول بود و کسانی که در این فن و هنر تخصص داشته، زیاد بودند و همان افراد جادوگر بودند که زودتر از سایر مردم عادی معجزات حضرت موسی را تصدیق نموده و ایمان آوردند چرا که تبدیل به اژدها شدن عصا و بلعیدن جادوهای دیگران و بازگشتن به صورت اصلی خود را بالاتر از سحر و جادو دیدند که نه تنها سحر و جادو نیست بلکه به نیروی عظیم غیبی و الهی متکی است. فلذا نه تنها به حضرت موسی ایمان آوردند بلکه از وعده وعیدهای فرعون نیز نترسیدند. و همچنین در زمان حضرت عیسی با توجه به اینکه پزشکی به اوج پیشرفت خود رسیده بود و پزشکان معالجههای حیرت انگیزی انجام میدادند، خداوند حضرت عیسی را توانمند ساخت تا مردگان را شفا دهد و امراض علاج ناپذیر را درمان کرده، کوران مادرزاد را شفا دهد. که علم پزشکی زمان حضرت عیسی از این کارها عاجز بوده است.
حرف آخر معجزه
فلذا با وجود تحدی قرآن در آیات مختلف، عربی که استاد سخن بودند نتوانستند مثل آن بیاورند چنانکه قرآن نیز به این ناتوانی و عجز آنها اشاره کره و بیان فرموده که اگر همه افراد بشر گردهم بیایند تا همانند قرآن بیاورند نخواهند توانست هر چند که از همدیگر پشتیبانی کنند، که گذشت نزدیک به پانزده قرن از این تحدی، اثباتگر وعده الهی است. چرا که عربی که فصیحان چیره دستی بوده و مهمترین چیزی که در دل داشته از بین بردن قرآن بود اگر توان مقابله با آن را داشت حتما همان کار را میکرد، ولی چنین کاری از آنان در تاریخ نقل نشده، بلکه به جای پاسخ دادن به تحدی آن عناد میورزیده یا میگفته سحر است و گاهی شعر و گاهی نیز میگفت افسانههای پشتیبان است. که تمام اینها از روی حیرت و نشانگر بیجواب ماندن ایشان بود . پس عدم معارضه آنان با قرآن با وجود سخنان بسیار و استواری لغت و آسانی آن برای عربها، جز عاجز بودن آنها نیست و با اینکه شعرای زیادی داشتند و هجو بسیاری میگفتند و با شاعران دیگر معارضه میکردند و با سخنوران مقابله میکردند با این وجود نتوانستند با قرآن معارضه کنند در حالیکه آوردن تنها یک سوره که چند آیه کوچک داشته پیغمبر را نقض میکرد تا چه رسد به یک قصیده شگفت انگیز و بزرگ.
منابع
- ابوالقاسم خوئی، البیان، ترجمه هاشم زاده هریسی و محمد صادق نجمی، دانشگاه آزاد اسلامی خوی – چاپ پنجم.
- سیوطی، الاتقان، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، انتشارات امیر کبیر، چاپ سیزدهم.
- علوم و معارف قرآن، پژوهشکده تحقیقات اسلامی پاییز 1381.