تفاوت معجزه با ديگر امور خارق العاده
تفاوت معجزه با ديگر امور خارق العاده در امور زير خلاصه مىشود:
الف - آموزش ناپذيرى: آورنده معجزه بدون سابقه هر نوع آموزش دست به اعجاز مىزند، در حاليكه انجام يافتن امور خارق العاده ديگر، نتيجه يك رشته آموزشها و تمرينهاست.موسى بن عمران عليه السلام پس از سپرى كردن دوران جوانى راهى مصر شد. در نيمه راه به نبوت و رسالت مبعوث گرديد و خطاب آمد كه اى موسى عصا را بيفكن. چون افكند ناگهان به صورت اژدها درآمد، به گونهاى كه خود موسى وحشت كرد. نيز به موسى خطاب شد كه دستخود را از بغل بيرون آر چون برآورد، نورى از آن درخشش نمود كه چشم را خيره مىساخت.
ولى درباره ساحران عصر سليمان يآدور مىشود: (يعلمون الناس السحر... فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء و زوجه) (بقرة / 102):شياطين سحر را به مردم مىآموختند... و مردم نيز از آن دو ملك، مطالبى مىآموختند كه به واسطه آن ميان زن و شوهر جدايى مىانداختند.
ب - معارضه ناپذيرى: معجزه، از آنجا كه از قدرت نا متناهى الهى سر چشمه مىگيرد، معارضه ناپذير است، در حاليكه جادو و سحر و نظاير آن از قبيل كار مرتاضان چون از قدرت محدود بشر سرچشمه مىگيرد قابل معارضه و اتيان بمثل است.ج - عدم محدوديت: معجزات محدود به يك نوع يا دو نوع نبوده، و به قدرى مختلف و متنوع است كه نمىتوان در ميان آنها قدر مشتركى يافت. مثلا انداختن عصا و تبديل شدن آن به اژدها كجا، و دست از گريبان بيرون آوردن و درخشش آن كجا؟!نيز اين دو معجزه كجا و جارى شدن چشمههاى آب توسط زدن عصا به سنگ كجا؟! همچنين اين سه معجزه كجا و زدن عصا به دريا و شكافتن آب دريا كجا؟!
درباره حضرت عيسى نيز مىخوانيم از گل، پرندهاى مىساخت، سپس در آن مىدميد و به اذن خدا حيات مىيافت. افزون بر اين عمل، با كشيدن دست بر روى نابينايان و بيماران مبتلا به پيسى، آنها را شفا مىبخشيد.همچنين مردگان را زنده مىكرد و از اندوختههاى داخل خانهها خبر مىداد.
د - اصولا آورندگان معجزه يا كرامت با كسان ديگرى چون ساحران كه دست به كارهاى خارق العاده مىزنند، هم از نظر هدف، و هم از حيث روحيات متمايزند. گروه نخست اهداف والايى را تعقيب مىكنند، در حاليكه گروه دوم اهداف دنيوى دارند; و طبعا روحيات آنها نيز با هم متفاوت است.
منشور عقايد اماميه صفحه 105 استاد جعفر سبحانى
