تبليغاتX
سلام بر اهل بیت
تعريف معجزه

*مشخصات معجزه / تعريف معجزه

معجزه بايد ويژگي هاي زير را داشته باشد:

1. خارق عادت باشد، يعني عملي باشد كه به صورت عادي نمي تواند در طبيعت واقع شود.

2. آورنده ي معجزه بايد ادعاي پيامبري داشته باشد. البته معجزه بايد بعد از ادعاي پيامبري باشد.

3. معجزه بايد همراه با تحدي و مبارزه طلبي باشد. يعني آورنده ي معجزه بگويد: اگر مي توانيد مثل اين با برتر از اين را بياوريدت.

4. كسي نتواند مثل معجزه يا بالاتر از آن را بياورد و معجزه همواره بايد پيروز و غالب باشد.

5. ادعاي آورنده ي معجزه نمي تواند غير ممكن باشد. پس بوسيله ي معجزه نمي توان محال عقلي مانند ادعاي خدايي و يا محال نقلي مثل « ادعاي پيامبري بعد از پيامبري » را اثبات كرد.

6. معجزه نبايد از امور شكر باشد. و نمي توان بوسيله معجزه به ديگران ضرر رساند. چون با هدف معجزه سازگار نيست.

7. مطابق با ادعاي مدعي باشد. اگر ادعا كرد كوري را شفا مي دهد بايد همان باشد و نه كاري ديگر. پس مي توان معجزه را اين گونه تعريف كرد:

« معجزه عملي است كه توسط فردي كه ادعاي نبوت و ارتباط با عالم غيب و خداوند دارد، براي اثبات ادعاي او و متناسب با ادعا و هدف او آورده مي شود و مردم عادي از آوردن مانند آن نا توانند ».

 
 
 
 
 
 
تفاوت معجزه و کرامت

معجزه يك عمل خارق العاده است كه از طرف مدعي نبوت آورده مي شود و مطابق با ادعاي وي است و افراد عادي از آوردن آن عاجزند.

برخي اعمال هستند كه از جهت خارق العاده بودن به معجزه شباهت دارند مانند كرامات كه از اولياء الهي سر مي زند و يا خرق عادات توسط مرتاضان. ولي اين اعمال با معجزه تفاوت بسياري دارند.

آورنده معجزه، ديگران را به مبارزه دعوت مي كند ولي صاحبان كرامات تحدي و مبارزه طلبي ندارند.

معجزه همراه با ادعاي نبوت است، اما صاحبان كرامت ممكن است هيچ گونه ادعايي هم نداشته باشد.

كرامت از اولياء الهي صادر مي شود چه منصبي الهي داشته باشند چه نداشته باشند اما صاحبان معجزه بايد داراي منصب الهي باشند.

البته اين نكته قابل توجه است كه معجزه و كرامت قابل تعليم و تعلم نيست و هيچ كدام مغلوب نيروي بالاتري نمي شود.

 

 

 

دليل آوردن معجزه
نويسنده: محمد علي محمدي

فرض كنيم وقتى پدر شما در مسافرت است، به شما تلفن كند، يا به وسيله شخص راستگو و

مطمئنى اين پيام را به شما برساند كه اگر شخصى با اين مشخصات آمد، ساعتم را به او

بدهيد». يا اين كه يكى از مسائلى را كه شما و پدرتان از آن آگاه هستيد، ولى ساير مردم

نمى دانند به عنوان شاهد و نشانى راستگو بودن خودش ذكر كند; مثلا بگويد به

اين نشانى كه پدرتان گفت ساعتش را در كمد ظرف هاى تزئينى، داخل قندان بزرگ

چينى گذاشته است. در اين صورت اگر نشانى او درست بود، مى فهميد كه راستگو

است.

درباره پيامبران نيز چنين است. وقتى شخصى ادعا مى كند از جانب خداوند آمده، مردم براى اين كه باور

كنند راست مى گويد از او مى خواهند براى راستگويى خودش دليلى بياورد.

پيامبران در جواب مى گفتند نشانه راستگويى ما اين است كه خداوند به ما توانى

داده كه مى توانيم كارهايى كنيم كه هيچ كس نمى تواند انجام دهد;

مثلا حضرت عيسىمى فرمود دليل راستگو بودن من اين است كه با دعا كردن،

مرده ها را زنده مى كنم. به اين گونه كارها كه مردم از انجام دادن آن

عاجز هستند معجزه مى گويند.

در مورد پيامبر اكرم و معجزه او، قرآن نيز چنين است; يعنى براى اين كه ما بفهميم حضرت محمد از جانب خداوند پيام مى آورد، خداوند هم به پيامبرانى كه قبل از حضرت محمد بودند

فرموده بود كه پيامبرىِ حضرت محمد را اعلام كنند و هم به خود آن حضرت معجزه عطا

كرده بود. خداوند به حضرت عيسى فرمان داده بود كه به مردم اعلام كند كه حضرت محمد

به پيامبرى مبعوث مى شود و مردم بايد از او پيروى كنند، حضرت عيسى نيز به

مردم مژده داده بود كه حضرت محمد پيامبرى الهى است كه پس از عيسىخواهد آمد.

هم چنين خداوند، قرآن را بر حضرت محمد نازل فرموده بود تا مردم با شنيدن آيات الهى يقين كنند كه

حضرت محمد از جانب خداوند سخن مى گويد و آيات قرآن به گونه اى بود و هست

كه هيچ كس نمى تواند مانند قرآن بياورد. و اين بهترين نشانه براى اثبات پيامبرى حضرت محمد است.

 

 

نوشته شده توسط مجاهدمکران در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 ساعت 13:28 | لینک ثابت |

اقسام معجزه
پيامبران الهي، براي اثبات ادعاي خود معجزه مي آورند. ولي معجزه هاي انبياء همه به يک گونه نيستند. گاهي معجزه اي است با خواست مردم. و گاهي بدون آنکه مردم بخواهند، پيامبر معجزه اي مي آورد. گاه معجزه شفاي نا بينايي است و يک وقت کلامي است بي مانند و ... .
مي توان معجزه را از سه جهت مختلف تقسيم کرد:
 
اول: خواست مردم.
معجزه يا با خواست مردم است که به آن « معجزه اقتراحي » گويند.
و يا بدون خواست مردم است که آن را « معجزه غير اقتراحي » ناميده اند.
دوم: عقل و حس.
وقتي بتوان معجزه اي را با حس مانند ديدن درک کرد آن را « حسي » گويند مثل تبديل عصاي حضرت موسي به اژدها.
گاهي درک اعجازِ معجزه؛ پس از تعقل و تدبر در آن ميسر است و بدون آن امکان پذير نيست به اين قسم از اعجاز « معجزه
عقلي » گويند مانند قرآن کريم.
سوم: زمان.
اکثر معجزه ها، معجزه اي براي وقتي خاص و زماني معين اند و در يک آن معلوم به وقوع پيوسته اند و بعد از آن از بين رفته
اند. مانند يد بيضاء حضرت موسي (ع) که در لحظه اي خاص بود و ديگر نيست. به معجزه اي که مخصوص زمان و مکان
خاص است، معجزه ي موقت مي گويند اما مي توان معجزه اي را يافت که جاويدان باشد و تمام زمان ها و مکان ها را در
نورد و هنوز اعجاز آن ادامه داشته باشد مانند اعجاز قرآن کريم.
اين معجزه را « معجزه دائم » مي نامند و هميشه براي مردم حجت است.
معجزه اتفاق خارق العاده ای است که برای اثبات حق و همراه با تحدی (دعوت به چالش و مقابله) رخ می‌دهد. معجزات همه پیامبران با همین هدف به وقوع پیوسته است: پیامبران می‌گفتند مردم عادی از آوردن چنین معجزاتی عاجزند و این شاهدی بر درستی ادعای آنهاست که می گویند از جانب خدای جهانیان به سوی بندگان او مبعوث شده و برای آنان پیغامی آورده‌اند.
حقیقت معجزه تنها این نیست که از علل و اسباب مادی غیر عادی سرچشمه می‌گیرد بلکه این است که در میان سایر امور خارق العاده، وابسته به قدرت بی‌کران الهی است و در عصر هر پیامبری، متناسب با شرایط زمانی حاکم همان دوره رخ می‌دهد. مانند تناسب معجزه عصای موسی با رواج بازار سحر و جادو در آن عصر، و معجزه شفای کور و بیماری‌های مختلف و زنده‌کردن مردگان توسط حضرت عیسی علیه السلام با رواج بازار طبابت در آن عصر، و معجزه جاودان قرآن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با رواج شعر و شاعری و پویایی ادبی در عصر نزول قرآن.

منابع:
کتاب بررسی های اسلامی، علامه طباطبائی، ص 273 تا 285.

اقتضای حکمت الهی در معجزه

با توجه به این مقدمه حکمت الهی اقتضا می‌کند که خداوند هر پیغمبری را معجزه‌ی عطا کند که مشابه صنعت و فن رایج زمان و مکان پیامبر باشد تا بتوانند حقیقت معجزه و تفاوت آن را با علم و فن زمان خود تشخیص دهند روی این قانون کلی است که می‌بینیم خداوند به حضرت موسی ید بیضا و عصا داد زیرا در زمان حضرت موسی سحر و جادوگری معمول بود و کسانی که در این فن و هنر تخصص داشته، زیاد بودند و همان افراد جادوگر بودند که زودتر از سایر مردم عادی معجزات حضرت موسی را تصدیق نموده و ایمان آوردند چرا که تبدیل به اژدها شدن عصا و بلعیدن جادوهای دیگران و بازگشتن به صورت اصلی خود را بالاتر از سحر و جادو دیدند که نه تنها سحر و جادو نیست بلکه به نیروی عظیم غیبی و الهی متکی است. فلذا نه تنها به حضرت موسی ایمان آوردند بلکه از وعده وعیدهای فرعون نیز نترسیدند. و همچنین در زمان حضرت عیسی با توجه به اینکه پزشکی به اوج پیشرفت خود رسیده بود و پزشکان معالجه‌های حیرت انگیزی انجام می‌دادند، خداوند حضرت عیسی را توانمند ساخت تا مردگان را شفا دهد و امراض علاج ناپذیر را درمان کرده، کوران مادرزاد را شفا دهد. که علم پزشکی زمان حضرت عیسی از این کارها عاجز بوده است.

حرف آخر معجزه

فلذا با وجود تحدی قرآن در آیات مختلف، عربی که استاد سخن بودند نتوانستند مثل آن بیاورند چنانکه قرآن نیز به این ناتوانی و عجز آنها اشاره کره و بیان فرموده که اگر همه افراد بشر گردهم بیایند تا همانند قرآن بیاورند نخواهند توانست هر چند که از همدیگر پشتیبانی کنند، که گذشت نزدیک به پانزده قرن از این تحدی، اثباتگر وعده الهی است. چرا که عربی که فصیحان چیره دستی بوده و مهمترین چیزی که در دل داشته از بین بردن قرآن بود اگر توان مقابله با آن را داشت حتما همان کار را می‌کرد، ولی چنین کاری از آنان در تاریخ نقل نشده، بلکه به جای پاسخ دادن به تحدی آن عناد می‌ورزیده یا می‌گفته سحر است و گاهی شعر و گاهی نیز می‌گفت افسانه‌های پشتیبان است. که تمام اینها از روی حیرت و نشانگر بی‌جواب ماندن ایشان بود . پس عدم معارضه آنان با قرآن با وجود سخنان بسیار و استواری لغت و آسانی آن برای عربها، جز عاجز بودن آنها نیست و با اینکه شعرای زیادی داشتند و هجو بسیاری می‌گفتند و با شاعران دیگر معارضه می‌کردند و با سخنوران مقابله می‌کردند با این وجود نتوانستند با قرآن معارضه کنند در حالیکه آوردن تنها یک سوره‌ که چند آیه کوچک داشته پیغمبر را نقض می‌کرد تا چه رسد به یک قصیده شگفت انگیز و بزرگ.
 

منابع

  1. ابوالقاسم خوئی، البیان، ترجمه هاشم زاده هریسی و محمد صادق نجمی، دانشگاه آزاد اسلامی خوی – چاپ پنجم.
  2. سیوطی، الاتقان، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، انتشارات امیر کبیر، چاپ سیزدهم.
  3. علوم و معارف قرآن، پژوهشکده تحقیقات اسلامی پاییز 1381.




 

نوشته شده توسط مجاهدمکران در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 ساعت 13:15 | لینک ثابت |

تفاوت معجزه با ديگر امور خارق العاده

تفاوت معجزه با ديگر امور خارق العاده در امور زير خلاصه مى‏شود:

الف - آموزش ناپذيرى: آورنده معجزه بدون سابقه هر نوع آموزش دست به اعجاز مى‏زند، در حاليكه انجام يافتن امور خارق العاده ديگر، نتيجه يك رشته آموزشها و تمرينهاست.موسى بن عمران عليه السلام پس از سپرى كردن دوران جوانى راهى مصر شد. در نيمه راه به نبوت و رسالت مبعوث گرديد و خطاب آمد كه اى موسى عصا را بيفكن. چون افكند ناگهان به صورت اژدها درآمد، به گونه‏اى كه خود موسى وحشت كرد. نيز به موسى خطاب شد كه دست‏خود را از بغل بيرون آر چون برآورد، نورى از آن درخشش نمود كه چشم را خيره مى‏ساخت.

ولى درباره ساحران عصر سليمان يآدور مى‏شود: (يعلمون الناس السحر... فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء و زوجه) (بقرة / 102):شياطين سحر را به مردم مى‏آموختند... و مردم نيز از آن دو ملك، مطالبى مى‏آموختند كه به واسطه آن ميان زن و شوهر جدايى مى‏انداختند.

ب - معارضه ناپذيرى: معجزه، از آنجا كه از قدرت نا متناهى الهى سر چشمه مى‏گيرد، معارضه ناپذير است، در حاليكه جادو و سحر و نظاير آن از قبيل كار مرتاضان چون از قدرت محدود بشر سرچشمه مى‏گيرد قابل معارضه و اتيان بمثل است.ج - عدم محدوديت: معجزات محدود به يك نوع يا دو نوع نبوده، و به قدرى مختلف و متنوع است كه نمى‏توان در ميان آنها قدر مشتركى يافت. مثلا انداختن عصا و تبديل شدن آن به اژدها كجا، و دست از گريبان بيرون آوردن و درخشش آن كجا؟!نيز اين دو معجزه كجا و جارى شدن چشمه‏هاى آب توسط زدن عصا به سنگ كجا؟! همچنين اين سه معجزه كجا و زدن عصا به دريا و شكافتن آب دريا كجا؟!

درباره حضرت عيسى نيز مى‏خوانيم از گل، پرنده‏اى مى‏ساخت، سپس در آن مى‏دميد و به اذن خدا حيات مى‏يافت. افزون بر اين عمل، با كشيدن دست بر روى نابينايان و بيماران مبتلا به پيسى، آنها را شفا مى‏بخشيد.همچنين مردگان را زنده مى‏كرد و از اندوخته‏هاى داخل خانه‏ها خبر مى‏داد.

د - اصولا آورندگان معجزه يا كرامت با كسان ديگرى چون ساحران كه دست به كارهاى خارق العاده مى‏زنند، هم از نظر هدف، و هم از حيث روحيات متمايزند. گروه نخست اهداف والايى را تعقيب مى‏كنند، در حاليكه گروه دوم اهداف دنيوى دارند; و طبعا روحيات آنها نيز با هم متفاوت است.

منشور عقايد اماميه صفحه 105 استاد جعفر سبحانى

نوشته شده توسط مجاهدمکران در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 ساعت 13:9 | لینک ثابت |

جبل أحد على شكل أسم  محمد (ص)






في خضم الأحداث المتلاطمة في العالم والهجمة الشرسة
التي تقودها قوى الشر والضلال ضد رسول الله صلى الله عليه وسلم
تتكشف لنا الأيام وعلى الدوام عن حقائق مذهله تظهر للعالم اجمع
حقيقة هذا النبي الكريم والرسول العظيم الذي تولى الله الدفاع عنه بابي هو و أمي
وآخر وليس أخير هذه المعجزات التي بين أيدينا هي المعجزة الكبرى والتحدي الأعظم
الذي يسعدنا أن نقدمها للعالم اجمع خاصة إلى ذلك العالم الحاقد الضال
الذي لازال يشن حربه الحقيرة المهزومة على نبي البشرية سيدنا محمد صلى الله عليه وسلم
المعجزة التي بين أيدينا هي معجزة جبل احد ذلك الجبل التاريخي العظيم
الذي خلقه الله منذ خلق هذه الأرض والذي قال فيه سيدنا رسول الله في الحديث الصحيح
( جبل احد يحبنا و نحبه )
سبحان الله كيف لا يحبه وقد حمل أسمه الشريف !!

تكشف لنا الأقمار الصناعية أن شكل جبل احد
الذي يبلغ طوله حوالي 7 كلم على شكل اسم محمد كما سنريكم إن شاء الله

اُحد عليك مهابة ووقار ... وعليك من حب النبي دثار

ننتقل الآن إلى إظهار هذه المعجزة للعالم وبالأدلة القاطعة والصور الباهرة
الملتقطة عبر مواقع الأقمار الصناعية الموجودة والمتاحة على شبكة الانترنت
( مثل برنامج
Google Earth)
لكل الراغبين في التأكد من صحة هذه المعجزة التي
تعتبر وبحق أنها معجزة العصر.
ستجدون في الأسفل مجموعة صور لجبل احد
( التقطت عبر برنامج
Google Earth )
الموجود على شبكة الانترنت الذي يبلغ طوله حوالي 7 كلم
ويبعد بضع كيلومترات عن المسجد النبوي الشريف

والعجيب في الأمر أن الله عز وجل كل ما أراد أن يزيد من قدر هذا النبي العظيم
سلط حثالة من البشر لينالوا منه ثم بعد ذلك
يكشف لنا الله عز وجل عن آية عظيمه ومعجزه كبرى
يخرس بها السنة الحاقدين الحاسدين ووسائل إعلامهم.

وبعد ... فان رسالتنا للعالم اجمع من خلال هذه المعجزة العظيمة البينة
التي لا ينكرها إلا قلب كل متكبر جبار أن يستغفروا الله الغفور الرحيم
وان يكفوا أذاهم عن نبي البشرية سيدنا محمد صلى الله عليه وسلم
ثم يفتحوا عقولهم وقلوبهم لدعوة هذا النبي الكريم الذي لم يرسل إلا ليدعو الناس
لأن يعبدوا الله الواحد الأحد الذي خلق جبل احد وخلق كل شيء
وان يشهدوا أن محمدا عبده ورسوله وان يتوبوا إليه ويدخلوا في دين الله عز وجل
الذي لم يخلق جبل احد على شكل اسم محمد إلا ليثبت للبشرية مرة تلو المرة
نبوة هذا النبي الكريم حتى يدخل الناس في دعوته ليفوزوا بجنته وينجوا من عذابه


ونحن إذ نشر هذه الصور التي اكتشفها احد أبناء المدينة المنورة المختصين
نتحدى بها أولئك الحاقدون أن ينشروا صورة هذه المعجزة في وسائل إعلامهم
التي طالما زعموا وتغنوا بما يُسمى ( بحرية التعبير )
على الرغم من أن التثبت والتأكد
من صحة هذا التكريم الإلهي متوفر للجميع وبكل سهولة وسنضع لكم روابطها بإذن الله



وكذلك ندعو جميع المسلمين إلى نشرها بكل اللغات حتى يتم تعريف الغافلين بمقام سيد المرسلين.



هذه نسخة موثقة طبق الأصل أخذت من سعادة الدكتور . الطاهر بن عبد السلام حافظ
مساعد الملحق الثقافي بسفارة خادم الحرمين الشريفين في بريطانيا بالتنسيق
مع طالب الدكتوراه في جامعة لندن عبد المنعم بن أحمد القاسم




سنشاهد الآن صور الأقمار الصناعية لجبل أحدحيث يستطيع الجميع
مشاهدتها بنفسه من خلال بعض المواقع التي سنضع روابطها لاحقاً








وقد تم تزويد الموضوع بصورة من موقع( جبل من الجنة )


نوشته شده توسط مجاهدمکران در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 ساعت 13:4 | لینک ثابت |

تبليغات X